هیچ کینه ای از تو به دل ندارم

با تو هستم
تویی که رویت را  از من بر میگردانی
به چشمانم نگاه کن
اشکهایم هنوز خشک نشده اند
از چه میترسی  ,من گناهت را بخشیده ام
هنوز آنقدر عاشقت هستم که هیچ کینه ای از تو به دل ندارم
تو را به خدا سپرده ام ,نه نگران نباش نفرینت نمی کنم
برایت دعا ی خیر میکنم
دعا میکنم که خدا هم ترا ببخشد وتنهایت نگذارد
دوست ندارم تو هم مثل من طعم تلخ تنهایی را حس کنی
دوست ندارم تو هم مثل من شکستن قلبت را تجربه کنی
پس هرگز نفرینت نخواهم کرد وترا به خدا خواهم سپرد
تا در پناه او به زندگیت ادامه دهی .در کنار هر کس وهر چیز که دوستش داری
به چشمانم نگاه کن , آنها را به خاطر بسپار
آنها همیشه نگران تو هستند

زندان غم

در این زندان غم دیگر اسیرم
 مبادا از غم تو من بمیرم


بیا پیشم توای یار قدیمی


بیا پیشم بمان تا من بمانم

 

عشق بهتر است یا دوست داشتن؟

دوست داشتن از عشق برتر است.عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر

نابینایی اما دوست داشتن پیوندی خودآگاه و از روی بصیرت روشن و زلال.

عشق بیشتر از غریزه آب میخورد و هر چه از غریزه سر بزند

بی ارزش است

ولی دوست داشتن از روح طلوع میکند و تا هر جا که روح ارتفاع دارد

دوست داشتن نیز همگام با آن اوج میگیرد.

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست و گذر فصلها و عبور سالها بر آن اثر میگذارد

اما دوست داشتن در ورای سن و زمان که میگذرد و بر آشیانه بلندش روز و روزگار

را دستی نیست.

عشق در هر رنگی و سطحی تا دنیای محسوس در نهان یا آشکار رابطه دارد

اما دوست داشتن چنان در روح غرق است و گیج و جذب زیبائیهای روح که

زیبائیهای محسوس را بگونه ای دیگر میبیند.

عشق طوفانی و متلاطم است ولی دوست داشتن آرام و استوار باوقار و

سرشار از نجابت.

عشق یک فریب بزرگ است و قوی اما دوست داشتن یک صداقت

راستین و صمیمی بی انتها و مطلق.

عشق در دریا غرق شدن است و دوست داشتن در دریا شنا کردن.

عشق بینایی را میگیرد و دوست داشتن میدهد.

عشق خشن است و شدید و در عین حال ناپایدار و نامطمئن و دوست داشتن

لطیف است و نرم و در عین حال پایدار و سرشار از اطمینان.

عشق همواره با شک آلوده است و دوست داشتن سروپا یقین است و شک ناپذیر.

عشق هر چه بیشتر می نوشی سیرابتر و دوست داشتن هر چه

بیشتر تشنه تر.

عشق نیرویی است در عاشق که او را به معشوق میکشاند و دوست داشتن

جاذبه ای است در دوست که دوست را به دوست میرساند.

عشق تملک معشوق است و دوست داشتن تشنگی محو شدن در

                                                             دوست.

یک شبی مجنون نمازش را شکست

 

بی وضو در کوچه ی لیلا نشست

 

عشق آن شب مست مستش کرده بود

 

فارغ از جام الستش کرده بود

 

گفت یا رب از چه خارم کرده ای؟

 

بر صلیب عشق دارم کرده ای

 

خسته ام زین عشق دلخونم نکن

 

من که مجنونم تو مجنونم نکن

 

مرد این بازیچه دیگر نیستم

 

این تو و لیلای تو  من نیستم

 

...گفت ای دیوانه لیلایت منم

 

در رگت پنهان و پیدایت منم

 

سالها با جور لیلا ساختی

 

من کنارت بودم و نشناختی...

ناز و مهربون

 تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comیه شب خوب تو آسمون یه ستاره چشمک زنون خندید و گفت کنارتم تا آخرش تا پای جونتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com


تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comستاره قشنگی بود آروم و ناز و مهربون تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com


تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comستاره شد عشق منو منم شدم عاشق اونتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com


تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comاما زیاد طول نکشید عشق منو ستاره جون تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com


تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comابر اومد ستاره رو دزدید و برد نامهربونتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com


تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comحالا شبا به یاد اون چشم میدوزم به آسمون دلم میخواد داد بزنمتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com


تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comاین بود قول و قرارمونتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com


بهاربيست                   www.bahar-20.com
اگه یکی رو دیدی که وقتی داری رد میشی برمیگرده نگات میکنه بدون براش مهمی


اگه یکی رو دیدی که وقتی داری میفتی زمین برمیگرده با عجله میاد به سمتت بدون براش عزیزی


اگه یکی رو دیدی که وقتی داری میخندی برمیگرده نگات میکنه بدون براش قشنگی


اگه یکی رو دیدی که وقتی داری گریه میکنی باهات اشک میریزه بدون دوست داره


اگه یکی رو دیدی که وقتی داری با یکی دیگه حرف میزنی ترکت میکنه بدون عاشقته


بدون تو ميميرم

يه روزي فكر ميكردم بدون تو ميميرم
پيش خودت ميگفتي تو چنگ تو اسيرم
يه روزي فكر ميكردم كنار تو ميمونم
تا دنيا دنيا باشه از عشق تو ميخونم
يه روزي فكر ميكردم برام خيلي عزيزي
اگه يه روز نباشي دل رو به هم ميريزي
يه روزي فكر ميكردم صادق و باوفايي
اما حالا ميبينم از اين حرفا رهايي
برام ديگه مهم نيست عاشق من نباشي
فقط مي خوام خيلي زود از پيش من جدا شي
فقط بدون كه ديگه تو قلب من تو مردي
خيلي وقته ميدونم قلبم و از ياد بردي
منم ميخوام رها شم ميخوام با تو نباشم
منم ميخوام مثل تو با يكي آشنا شم
الان ديگه ميفهمم كه عشق تو سراب بود
خدا رو شكر تو قلبم هنوز يه قطره آب بود
خداحافظ عزيزم.حال دلت خرابه
تو ديگه هيچي نيستي عشقت مثل حبابه

عاشقتم عزیزم

 

یادت هست که گفتی دوستت دارم سرمو پایین انداختم و گفتم نظر لطفته.

 

سرمو بالا آوردی تو چشام نگاه کردی و گفتی نظر لطفم نیست نظر دلمه.

 

تکرار اون حرفای نافذ و اون جمله که هیچوقت واسم تکراری نمی شد.

 

باعث شد که دل من هم صاحب نظر بشه و منو مجبور کنه

 

که بهت بگم دوستت دارم مگه نگفته بودی دوستت دارم؟مگه دوستت نداشتم؟

 

چرا حالا تنها هم آغوش من یاد توست؟یکی از ما دوتا دروغ میگفتیم

 

… ولی هنوز …همان قدر برایم عزیز هستی

 

 که نمیتوانم تهمت آن دروغگویی را به تو بزنم.

 

آری من دروغ میگفتم دروغی به وسعت تمامی بی تو ماندن هایم

 

من دوستت نداشتم من دیوونه وار عاشقت بودم.

 

من تو رو با ذره ذره ی وجودم می پرستیدم ولی تو …

کی بیشتر از من عاشقته..؟

من تو را به كسي هديه مي دهم كه از من عاشق تر باشد

و از من براي تو مهربان تر

من تو را به كسي هديه مي دهم كه صداي تو را از دور

در خشم-در مهرباني-در دلتنگي-در خستگي

در هزار همهمه ي دنيا يكه و تنها بشناسد

 ن تو را به كسي هديه مي دهم كه راز معصوميت گل مريم

وتمام سخاوتهاي عاشقانه ي اين دل معصوم دريايي را بداند

وترنم دلپذير هر آهنگ-هر نجواي كوچك برايش يك خاطره باشد

او بايد از نگاه سبز تو تشخيص بدهد كه امروز هوا آفتابي است

يا سرد و باراني است

من تو را به كسي هديه مي دهم

كه قلبش بعد از هزار بار ديدن تو

"""باز هم به ديوانگي و بي پروايي اولين نگاه من بتپد

همان طور مبهوت و مبهم..."""

دیوانه عشق ...

 
سخاوت دستهاي زيباي تو
به اين لحظه های عاشقی مان قسم ،
به اين كلام مقدس عشق قسم خيلی دوستت دارم.
سوگند ميخورم كه با تو تا آخرين لحظه زندگی ام خواهم ماند
 عزيزم و سوگند ميخورم
كه به پای عشقت خواهم سوخت
به اين ثانيه های پر ارزش زندگی قسم ،
 به اين كعبه مقدس عشق قسم كه تنها
عاشق قلب مهربان تو هستم عزيزم
سوگند ميخورم كه عشقت هر آنچه كه سوزنده باشد
من در آتش آن بسوزم چونكه
ميدانم آتش عشق تو برايم هيچگاه درد آور و سوزناك نيست
سوگند ياد ميكنم كه در سيلاب عشقت فرو روم چونكه ميدانم
هيچ گونه سختی و عذابی را نخواهم كشيد
در لحظه اول ديدارمان و لحظه ای كه عاشق هم شديم
 مست شراب عشقت شدم
پس سوگند ميخورم به اين جام شراب كه تنها
 از جام قلب تو مست عشق شوم و
سوگند ميخورم به اين لحظه زيبا و پر از عشق
كه تمام فكر و زندگی ام تو باشی و نام
تو باشد و عشق تو باشد عزيزم
آمدی در قلبم چه زيبا هم آمدی ،
 آمدی و مرا ديوانه و عاشق خودت كردی پس
سوگند ميخورم كه با تو بمانم ، بمانم و عاشق هم بمانم ،
 نه مجنون باشم و نه فرهاد
تنها خود خودم باشم و سوگند ميخورم كه اينك كه عاشق شدم
 با آرامش با تو باشم
بدون هيچ دغدغه و يا دلهره و يا ترسی از عشق!
سوگند ميخورم كه تنها نام مقدس تو را بر زبان بياورم!
به اين نام زيبايت قسم كه در اين سفر دشوار دستانت را
 رها نكنم و تو را هر چه
زودتر به سرزمين عشاق برسانم
به آن قبله گاهی كه روبروی آن نشسته ای و از خدای خويش
 آرزوی مرا داری قسم
كه به خاطر تو تمام سختی ها و مشكلات را تحمل كنم
و به خاطر تو سالها انتظار
بكشم تا روزی به تو برسم و تو را در آغوش بگيرم.
به آن اشكهای مقدست قسم ،
 به آن اشكهايی كه روی گونه های نازنينت سرازير
شده است قسم كه هيچگاه حرفی نزنم كه قلبت شكسته شود
 و كاری نكنم كه دلت به درد بيايد و چشمانت خيس شود!
عزيزم اينك دستانت را به من بده و بگذار دستانت را محكم
 و با تمام وجودم بفشارم و
سوگند خويش را برايت ياد كنم
ديوانه عشق

دلم برات تنگ شده...

دلم برات تنگ شده.....اما من...من ميتونم اين دوري رو تحمل كنم... به فاصله ها فكر

 نميكنم ...... ميدوني چرا؟؟ آخه... جاي نگاهت رو نگاهم مونده.....هنوز عطر دستات رو از

 دستام ميتونم استشمام كنم....رد احساست روي دلم جا مونده ... ميتونم تپشهاي قلبت رو

بشمارم...........چشماي بيقرارت هنوزم دارن باهام حرف ميزنن.......حالا چطور بگم

تنهام؟؟چطور بگم تو نيستي؟؟چطور بگم با من نيستي؟؟آره!خودت ميدوني....ميدوني كه هميشه با

مني....ميدوني كه تو،توي لحظه لحظه هاي من جاري هستي....آخه...تو،توي قلب مني...آره!تو

قلب من....براي همينه كه هميشه با مني...براي همينه كه حتي يه لحظه هم ازم دور

 نيستي...براي همينه كه ميتونم دوريت رو تحمل كنم...آخه هر وقت دلم برات تنگ ميشه...هر

 وقت حس ميكنم ديگه طاقت ندارم....ديگه نميتونم تحمل كنم...دستامو ميذارم رو صورتم و يه

 نفس عميق ميكشم....دستامو كه بو ميكنم مست ميشم...مست از عطر ت. صداي مهربونت رو

 ميشنوم ...و آخر همهء اينها...به يه چيز ميرسم.....به عشق و به تو.....آره...به تو....اونوقت

دلتنگيم بر طرف ميشه...اونوقت تو رو نزديكتر از هميشه حس ميكنم....اونوقت ديگه تنها نيستم

حالا من اين تنهايي رو خيلي خيلي دوسش دارم.. به اين تنهايي دل بستم...حالا ميدونم كه اين

تنهايي خالي نيست...پر از ياد عشقه.. پر از اشكهاي گرم عاشقونه ...